فصل سوم: آثار دوره ی معاصر
أ‌- مدرسه ی ابتدایی نادرشاه افشار در قلعه پسکوه
ب‌- مدرسه ی سنگی کهن کریم
ت‌- منزل مهراب خان میرمرادزهی بن حاجی محمدشاه در مهرآباد
ث‌- مسجد جامع مهرآباد (فاروق اعظم رضی الله عنه)
ج‌- دهیاری، بهداری، ایستگاه باران سنجی در قلعه پسکوه
ح‌- کافه ملک در سرسوره و کافه پیر بخش در قلعه پسکوه

مقدمه: آشنایی مختصر با منطقه پسکوه و معرفی آثار گذشته آن
دهستان پسکوه از زمانهای گذشته زیر نظر حاکمان سِب اداره می شد. زیرا مرکز حکومتی آن جا بود.
این منطقه به مانند سایر مناطق کشورمان ایران دارای آثار تاریخی و فرهنگی و… می باشد. علما و اندیشمندان، و بزرگانی در این مرز و بوم می زیسته اند و به جامعه بشری خدماتی را عرضه نموده اند.
اما جای تأسف آن است که در معرفی آن کوتاهی های صورت گرفته است که در درجه اول به خود ما بر می گردد که با وجود این همه امکانات ارتباطی و رسانه ای قصور داشته ایم.
با توجه به نیاز مبرم به شناخت این منطقه، در این نوشتار هرچند کوتاه و ناقص بر آن شدیم که مناطق قدیمی پسکوه را به شما پژوهشگران معرفی نماییم. باشد که این مقاله بتواند راهگشای تحقیقات کاملتری در این مورد گردد.
به امید دست یافتن به آینده ای درخشان همراه با اندیشه ای پویا

فصل اول: آثار قدیمی متعلق به باستان و پیش از اسلام
أ‌- بنجُکان و کلا گَوران در نورآباد
در جنوب غربی مهر آباد ونورآباد فعلي منطقه اي به نام بنجُکان وجود دارد. اصطلاح بنج يا تپه کوچک خاکي با ارتفاع کم دليل بر ناميدن اين منطقه به بنجُکان وجود همين تپه هاي کوچک خاکي است. این مجموعه شامل سه تپه کوچک حدود 4متر از می باشد که در فاصله اندکی از یکدیگر قرار گرفته اند.
«کلاگوران» از دو کلمه کلا به معني قلعه و «گَوران» گبرها به معني است. بنابراين از وجود گبر( زرتشتي، مجوس يا آتش پرست) يا گبر(گور) به معني هندو مي توان چنين استنباط کرد که بايد به دوران پيش اسلام باشد. هنوز آثار سفال و تپه هاي خاکي ديده مي شود.

ب‌- خندق و کلاتُکان در کهن کریم
محدوده کلاتکان و خندق: اين منطقه در بين مهر آباد ونزديک به کهن کريم و مجاور مدرسه ابتدايي است که اکنون بدون استفاده مانده است. این قسمت از پسکوه مکانی است که آثار زندگی در آن روایت شده است؛ در حالی که از زندگی در منطقه بنجُکان اطلاعی در دست نیست. مشهور است که در (کلاتکان) افرادي زندگي مي کردند که کارشان حمله به بمپور و ايرانشهر بوده و پس از به دست آوردن آذوقه و مايجتاج زندگي به کلاتکان باز مي گشته اند. مردم بمپور از اين وضع در تنگنا بوده اند و به فکر چاره انديشي مي افتند و آخر الامر شخصي را به عنوان نجار به ميان آنها مي فرستند. شخصي نامبرده شروع به تفحص و تحقيق در امور زندگي آنها مي نمايد. چون راهي ديگر براي نفوذ در ميان آنها نبوده و اطراف منطقه مسکوني شان خندقي پر از آب بوده است اين شخص به اين نتيجه مي رسد که، افراد ساکن در اين محل هميشه مسلح بوده و هيچ گاه اسلحه خود را بر زمين نمي گذاشته اند. تنها روزي که بدون اسلحه بوده اند وقتي بوده که براي نماز جماعت به مسجد جامع در خارج از قريه مي رفته اند. بعد از مدتي فرد خارجي که درميان آنها بوده، به بمپور بر مي گردد و گزارش خود را به مردم آن سامان مي دهد. از بمپور افراد مسلح در روز جمعه پس از نماز جماعت همه اهالي اين محله را مي کشند. فقط دو نفر از اين معرکه جان سالم به در مي برند به نام هاي (چاري و پيري) که براي آبياري مزرعه يا چرانيدن گوسفندان به خارج از دهکده مي روند. اکنون دو طايفه (چاري زهي ) عشايري و پيرزهي) روستايي که در پسکوه سکني دارند از بازماندگان آنها دو نفر مي باشند. بقیه طوایف از جاهای دیگر به اینجا مهاجرت نموده اند.

ت‌- قنات های مُسکوک، مزنین، ملک آباد، دِه میرخان و نگور
مشهور است که در زمان حمله ازبکها و مغولان به بلوچستان، گبر ها مظهر قنات نگور را با گِدام (سياه چادر، پلاس) مي بندند. پس از بسته شدن آن را با خاک مي پوشانند. اين نوع خاک کردن قناتها را «گَوربند» مي گويند. گبرها پس از آن جلاي و طن اختيار نموده شايد به طرف پاکستان امروزي رفته اند. امروز از آن قنات اثري نيست؛ بلکه در آن منطقه زمين رنگ خاکستري به خود گرفته است. منطقه اخير که قنات نگور در آن وجود دارد، قنات مهرآباد فعلي تقريباً به فاصله نه چندان دور از اين قنات مخروبه و به زير خاک شده قرار گرفته است. آب اين قنات در مقايسه با تمام قناتهاي پسکوه از آب بالاتري برخوردار است. شايد قنات جديد از آب همان قنات قديمي تأمين مي شود. چون وقتي مقني ها در آنجا کار مي کنند، در انتهاي قنات رو به کوههاي بيرک به سوراخي بر مي خورند که آب از آن مي جوشد هر چقدر چوب درخت خرما به هم مي بندند باز هم به انتهاي آن نمي رسد.
قبلاً در مسير نزديک به مهر آباد قنات، دِه ميرخان وجود داشته که سفال بند بوده است. يعني لوله هاي سفالي داشته است. پس از آن که مردم کوزه ها رامي شکنند، آب آن مي خشکد. اکنون به جاي آن مهر آباد وجود دارد.
قنات مُسکوک نيز قناتي قديمي است. مردم می گویند این قناتها داوودی و سلیمانی اند. معنی این سخن این است که این قنات ها از قدمت دیرینه ای برخوردار اند. همانند اصطلاح عهد دقیانوس در زبان فارسی.

ث‌- غار کوه بیرک در هشّانی
این غار در کوه بیرک است. مشهور است که در آن گنج وجود دارد، و اژدهایی در آن نگهبان آن است. تاکنون کسی نتوانسته به داخل آن برود. به علت نداشتن امکانات ورود به آن مشکل است. تاریخ زندگی غارنشینی انسان به دوران ماقبل تاریخ بر می گردد. امید است که پژوهشگران تاریخ و باستان شناسان بتوانند این منطقه را شناسایی و معرفی نمایند.

فصل دوم: آثار به جا مانده دوره اسلامی
أ‌- گَرانِ خاتونان در کوه بیرک
اين برکه در تنگه پورّينکي از شاخه هاي رود خانه پسکوه ( رودگور يا روتک ) مي باشد و در منطقه کوه بيرک واقع گرديده است. و به نام (گر خاتونان ) معروف است(يعني برکه خاتون ها ) مي گويند که ازبکها و مغولان به بلوچستان حمله مي برند و عده اي از زنها از ترس آن که مبادا به دست اجانب و نامحرمان بيافتند، خود را داخل برکه مي اندازند وآنجا مي ميرند. وقتي ازبک ها و مغولان به بلوچستان حمله مي برند همه مردم را قتل عام کرده و برخي به کوهها پناه بردند.
بنا به روايت حاجي محمدنور فرزند ميرزا (ساکن گرّوک) ازبکها دو تا چادر را در منطقه اي از بلوچستان نصب کردند و گفتند اگر بلوچها اين دو چادر را ببرند، پس معلوم مي شود که آنها هنوز زنده اند، اما پس از ي کسال که برگشتند ديدند که هنوز چادرها سرجايشان قرار دارند. مردم از ترس جرأت بردن آنها را نداشته اند و شايد کسي هم نبوده که آنها را ببرد. اين مطلب،عمق فاجعه حمله ازبکها و مغولان را مي رساند. درمورد اين که متجاوزان ازبک يا مغول بوده اند به گمانم منظور از ازبکها همان مغولان باشند؛ زيرا حملات ازبکان به اندازه مغولان جهاني و همه گير نبوده است. ولي نبايد اين مطلب را از ياد برد که ازبک ها حملات زيادي به مناطق خراسان و بلوچستان داشته اند. شاید در لشکر مغول، ازبک ها حضور داشته اند. آمدن مغولان به کوه بیرک منطقه گرسامان در مگس نیز و جالق نیز روایت گردیده است.

ب‌- قلعه قدیمی پسکوه
پسکوه قلعه اي از بناهاي قديم دارد. اين قلعه متعلق به دوران اسلامي و صفویه مي باشد. قلعه دوبار ساخته شده است يک بخش آن قديمي است وشايد مربوط به پيش از قاجاريه باشد و قسمت ديگر آن که اکنون به صورت مخروبه باقي مانده است. تقريباً دو طبقه مي باشد. براي ساختن مجدد آن همه مردم بدون استثناء کار مي کردند و چنانچه برخي مي گويند توسط (ملانظر محمد ملازهي ) بنا گرديده است. موسس قلعه – در دور دوم در مجاورت بناي قديمي- مير غلامرسول پدر حاجي محمد شاه میرمرادزهی سيبي مي باشد.
طبقه اول آن پر از خاک گرديده و روي آن بنا ساخته شده است. و يک مدخل ورودي از سمت غربي دارد. داخل قلعه چاه آب وجود دارد پس از حفر چاه موازات آن را تا بالاي قلعه سنگ چيني نموده اند.
ضلع جنوبي پايين قلعه روبه روي منطقه مهرآباد، داراي يک دروازه عمومي بود که به خانه هاي مردم ارتباط داشت. دروازه اصلي قلعه رو به غرب بود. در ضلع غربي اتاقهاي خدمتکاران و غلامان وجود داشته که در آنها به طرف شرق باز بوده است. اين اتاقها داراي تاقچه هاي کوچک و ديواره هاي نسبتاً کلفت بوده اند. آثار آنها هنوز باقي مانده است. طبقه بالا شامل چند اتاق خواب، پذيرايي، آشپزخانه، حمام، دستشويي، اتاق ديوان (مجلس) و شب نشيني، اتاق رقص و آواز بوده است.
همچنين يک تنور در ضلع شمال غربي آن بوده است. براي طويله وآخور اسب و خر در ضلع شرقي نيز اتاقي وجود داشته که در سمت غربي طبقه پايين قلعه بوده است.

ح‌- مسجد قدیمی قلعه پسکوه
این مسجد از قدیمی ترین مساجد پسکوه می باشد. دوران ساخت به نظر می رسد هم زمان با ساخت قلعه باشد. بنای مذکور دارای یک شبستان بوده است. سقف آن با چوب و برگ درخت خرما پوشیده بود. مصالح آن از خشت خام و کاهگل بوده است. در قسمت جنوب شرقی آن مناره ای تقریباً به ارتفاع 5متر تعبیه شده بود.
از امامان جماعت آن می توان از ملا لعل محمد و فرزندش ملا فقیر محمد ملازهی را نام برد. بعد از آن مولوی عبدالصمد دهقانزهی از ناهوک به اینجا آمدند و امامت نماز و تدریس

خ‌- زیارت ملک پیرسیر در روستای پیرسیر پسکوه

این مقبره منتسب به شخصی به نام ملک پیرسیر است. زیرا قبلاً مردم معتقد بودند این افراد پس از مرگ می توانند بر سرنوشت و زندگی آنها تأثیر داشته باشند. مردم برای این اماکن نذورات و خیرات می آوردند. افرادی نیز از این راه امرار معاش می کردند.
از زندگی این فرد هیچ اطلاعی در دست نیست. به نظر می رسد وجود چنین اشخاصی در این مناطق برخاسته از خیالات و اوهام باشد تا وجود شخص حقیقی. در حال حاضر اثری از این مقبره برجای نمانده است.
د‌- زیارت حاجی یوسف در مهرآباد پسکوه
این آرامگاه به شکل هرمی می باشد. بین مردم به زیارت حاجی یوسف یا شیخ یوسف معروف است. در مورد این شخص همانند ملک پیرسیر هیچ اطلاعی در دست نیست که چه کسی بوده و چه زمانی به این جا آمده و یا اصلاً چنین کسی وجود خارجی دارد یا خیر؟
فقط این را می دانیم قبل از 50 سال قبل این مقبره از رونق برخوردار بوده است. مردم به مناسبتهای مختلف به زیارت این جا می آمدند و معتقد بودند که صاحب قبر می تواند تمام نیازها و حاجات آنان را برآورده سازد. و وی را صاحب کرامات و امور خارق العاده تصور می کردند. و نیازهای خود را از این شخص مرده می طلبیدند.
روز هفتم عروسی، زوجین را به اینجا می آوردند تا در زندگی خوشبخت باشند. و هدایایی را تقدیم می کردند که به مصرف متولیان این مکان می رسید. اهالی مهرآباد از طایفه زومکزهی از خدمتگزاران این مقبره بوده اند.

فصل سوم: آثار دوره ی معاصر
أ‌- مدرسه ی ابتدایی نادرشاه افشار در قلعه پسکوه
در زمان محمد شاه میرمرادزهی وقتي براي اولين بار قرار شد کپري را آماده کرده که معلمي براي تدريس به پسکوه بيايد. کپر در منطقه ده بالاي فعلي (قبرستان عمومي پسکوه ) ساخته شده شد. وقتي اين خبر به گوش خان وقت رسيد دستور داد که روساي محلي کپر را به آتش بکشانند . و معلم را فراري داد وگفت اگر مردم پسکوه با سواد شوند و از قضاياي زندگي و مسايل روزمره باخبر شوند آن وقت کسي حاضر به دادن ماليات نمي شود.
اولين مدرسه ابتدايي در سال 1333 به نام نادر شاه افشار تأسيس گرديد. محل آن ابتدا مسجد جامع بود و بعد از آن که مسجد را به مهر آباد منتقل کردند و مدرسه را در مسجد قرار دادند. زیرا محل مسجد به علت نداشتن آب برای طهارت مناسب نبود. هنوز قسمتي از حياط داخلي از کلاسها داراي طاقهاي گنبدي شکل مي باشد.
بسیاری از تحصیلکردگان پسکوه در این مدرسه تحصیل نموده اند. از جمله: پیرمحمد ملازهی فرزند شهباز تحلیلگر سیاسی می باشد.

ب‌- مدرسه ی سنگی کهن کریم
این مدرسه هم زمان با مدرسه مولوی سوران ساخته شده است. یکی از بناّهای آن روح الله دهقان خلد می باشد. تمام مصالح به کار رفته از سنگ و سیمان می باشد که با دقت و هنرمندی خاصی چیده شده است. می گویند به خاطر چشم زخم این بنا ترک برداشته است. پس از آن مدرسه به جایی دیگر منتقل شده است.

ت‌- منزل مهراب خان میرمرادزهی در مهرآباد
خانه مهرابخان در مهرآباد به «کوتی های واجه» مشهور بودند. مهراب خان پس از آن که قنات جدید را حفر نمود، به این منازل منتقل شد. این منزل با استفاده از مصالح ساختمانی قلعه قدیمی بر لب جوی کاریز مهرآباد ساخته شد.
بنای مذکور شامل 4 اتاق همراه با سالن بود که درب اتاق های روبروی هم قرار داشت. سقف آنها به صورت گنبدی بود. مانند بناهای منطقه زابل و خراسان در سقف چوب درخت خرما به کار نرفته بود. یک نمونه دیگر آن در مهرآباد پسکوه متعلق به شیرمحمد عطایی (کارمند ثبت احوال) بود.
پس از فوت مهرابخان بنای مذکور توسط حاجی شهمراد جهاندیده خریداری گردید. ولی نامبرده با وجود تذکر برخی از نزدیکانش آنها را تخریب نمود. فقط سه اتاق که در ضلع غربی بنا بودند و اهمیت چندانی از نظر تاریخی نسبت به بنای قبلی ندارند، از تخریب مصون ماندند. بدین ترتیب این بنای تاریخی و باشکوه پسکوه به علت نا آگاهی و سهل انگاری از بین رفت.

ث‌- مسجد جامع فاروق اعظم مهرآباد
این مسجد شامل دو شبستان بود. داخل آن را با گچ اندود کرده بودند. بدین ترتیب که با استفاده از تلمبه آب پاش مخلوط آب و گچ را به دیوارها پاشیده بودند.
شبستان داخلی که بنای قدیمی آن بود شامل پایه ستون هایی به ضخامت حدود یک در یک متر و ارتفاع شش متر بود. شبستان بیرونی به علت افزایش تعداد نمازگزاران به آن اضافه گردید که همانند شبستان قبلی بود، ولی به ظرافت و زیبایی آن نمی رسید.
از خصوصیات این بنا این بود که به علت مصالح محلی به کار رفته در زمستان گرم و تابستان نسبتاً خنک بود.
طبق گفته مردم قبله این مسجد توسط مولوی عبدالواحد سیدزاده نقشبندی مجددی تنظیم شد.
اما در سال 1375 هـ ش این بنا تعمیر گردید و بنای قبلی از بین رفت.

ج‌- بهداری، ایستگاه باران سنجی و دهیاری در قلعه پسکوه
این مکان در مسیر جاده پسکوه به خاش قرار دارد. (یعنی بعد از کافه پیربخش و در شرق منازل شاه حسین زومکزهی فرزند ولی محمد) ابتدا به عنوان مرکز بهداری بود. پزشک معمولاً بعد از چند مدتی یک بار به این جا می آمد و مردم را مداوا می کرد. زیرا در این مناطق از پزشک خبری نبود.
در این مکان نیز یک ایستگاه باران سنجی تعبیه شده بود که اوضاع اقلیمی منطقه را بررسی می کرد. آقای مسعود دهقان در رساله خود به این مرکز اشاره نموده و داده های آن را در رساله اش لحاظ کرده بود.
پس از آن به دهیاری تبدیل شد و حاجی آلبا اولین دهدار پسکوه تعیین گردید.

ح‌- کافه ملک در سرسوره و کافه پیر بخش در قلعه پسکوه
از زمان های گذشته تا قبل از آسفالته شدن جاده گشت به خاش راه ارتباطی بسیاری از مناطق از مسیر پسکوه عبور می کرد. مسیر به مگس، سرباز، سوران و چابهار از این منطقه بود. یک راه در دست مطالعه در حکومت سابق از مسیر خاش- کوه بیرک و مگس عبور می کرد. تقریباً بیشتر تردهای داخل استان از این مسیر بود. مردم زیادی از این جاده خاطراتی دارند.
جهت ارائه خدمات رفاهی به مسافران دو مکان غذاخوری یکی در سرسوره به سرپرستی ملک محمد پسکوهی فرزند محمد و دیگری در قلعه به مدیریت پیربخش درزاده ساخته شد.
هنوز آثار کافه ملک در مسیر قدیمی سرسوره به خاش دیده می شود.

فصل چهارم: نتیجه گیری
از آن چه در این نوشتار در مورد معرفی آثار قدیمی پسکوه آورده ایم، تنها بخش کوچکی از این منطقه می باشد. ممکن است مکانهای دیگری باشند، ولی ما از آن اطلاعی نداشته باشیم.
بنابراین از صاحبنظران و پژوهشگران تاریخ می خواهیم از نظرات و پیشنهادها و انتقادات خویش ما را بهره مند سازند. باشد که در سایه الطاف پروردگار بی همتا بتوانیم دینی را که بر گردن ماست به خوبی ادا نماییم.
وما توفیقی إلا بالله علیه توکلت و إلیه أُنیب

با تشکر از کسانی که ما رو در جمع اوری این اطلاعات بهرمند ساختن باتشکر جاسم پیرزهی